پریروز دعوتم کردن ( محترمانه احضار کردن ) و بر گه ای را با امضاء و اثر انگشت تحویلم دادند تا به دادگاه بدوی ...‌ بروم .

هر چه فکر می کنم قضیه درست در نمی آید .چطور ؟ خوب بیاییم احتمالات را بنویسیم و یک به یک بررسی کنیم :

توضیح : به عنوان متهم به انجام یا عدم انجام کاری احضار شده ام

۱. واقعا متهم باشم .

۲. واقعا متهم نباشم .

۳. اصلا بزه انتسابی و اتهامات رخ نداده باشد .

در فرض اول یا محکوم می شوم یا نمی شوم و تمام .

در فرض دوم نیز یا محکوم می شوم یا نمی شوم و تمام .

در فرض سوم باید فروض دیگری را در نظر بگیریم:

فروض فرض سوم :

۱. چرا برای چیزی که اتفاق نیفتاده باید دادگاه تشکیل شود؟

۲. چرا موارد بزه انتسابی خاص هستند ( تحقیق زیادی کردم در تمام ادارات و موسسات و سازمان های گوناگون در ده سال اخیر انگشت شمار و شاید نادر به این بزه یا بزه ها کسی مورد اتهام قرار گرفته است )

۳. چرا من برای اینکار انتخاب شده ام ؟ ( همه می دانند به من ژن معمولی و گدا گشنه ارث رسیده است و هیچ ژن خوبی ندارم و یعنی هر بلایی سرم بیاورند صدایم را کسی نخواهد شنید )

۴. اگر من بنده تبرئه شوم مسلما کسانی که من را متهم به این بزه کرده اند باید جوابگو باشند و از آنجایی که من تخلف ، دزدی ، اخلاق بد ، خلق غیر دینی و ..‌. ندارم پس یعنی کسی یا کسانی پشت پرده دارند صحنه سازی می کنند و افرادی هم که می توانند جلوی این ها را بگیرند کاری با ایشان ندارند با این فرض که من بنده تبرئه می شوم و افراد صحنه ساز که خوب مقام بالائی دارند قادر به پاسخگویی نخواهند بود و کله پا می شوند یعنی من بنده بازیچه اصحاب قدرت شده ام و اگر هم محکوم شوم به درک .... من کی هستم که محکومیتم چی باشد مثل مورچه چیه که کله پاچه اش چی باشد . یعنی ناراحتی و فشار روحی روانی و غم غصه خودم و همسرم و فرزندم و پدر و مادرم و خواهر و برادرم که نگران من هستند هیچ مهم نیست و کاملا بی ارزش است .

با این مقدمات و حرف هایی که می توانم بیان کنم و چیزهایی که نمی شود بیان کرد به این نتیجه می رسم که من بنده گوشت قربانی شده ام که هر کس چنگش را بیندازد و ذره ای از من بکند تا در آخر چیزی از من بنده نماند .

با توجه به شناختی که از خودم دارم احتمال خیلی بالا چه محکوم شوم و چه نشوم از کارم استعفا بدهم . چرا که من بازیچه نیستم اولا و ثانیا وقتی اتفاقی نیفتاده و اصلا هیچ چیز معلوم نیست و تنها نتیجه این کار خرد کردن شخصیت و تخریب وجه من است چرا باید در اداره یا سازمانی که هستم باقی بمانم . من با فقر بزرگ شدم . حتی اگر نتوانم کار دیگری پیدا کنم و خانواده ام فقیر شوند آن وقت قدر نعمت هایی که خدا به آنها داده را خواهند فهمید و فرزندم برای اینکه مثل من نشود تلاش خواهد کرد و انشاالله خداوند روزی او را زیاد کند . آمین یا رب العالمین .